توضیحات کاره

ترجمه متون ،مقالات، زیرنویس فیلم و کتب انگلیسی به روانترین و سریعترین نحو و با کیفیت عالی

ترجمه متون عمومی هر صفحه ( 250 کلمه) از 5000 تومان

ترجمه متون تخصصی هرصحفه (250 کلمه) از 6000 تومان

نمونه ترجمه:

 

When Kendra entered Grandpa Sorenson’s office, something about the atmosphere made her feel she had interrupted an argument. Perhaps it was the variety of expressions. Grandpa Larsen looked sad. Grandma Larsen seemed angry, though she was trying to cover it up. Grandma and Grandpa Sorenson both looked concerned. Bracken was there, appearing unusually somber. And Agad looked apologetic.

Perhaps it was the absence of conversation after they entered—no greetings, no small talk. Everyone just stared at her and Seth. Or maybe there really was an intangible tension in the air.

Agad broke the tension first, stepping forward to greet them. Plump and elderly, he had a gray beard that hung almost to his waist. He wore a silky robe of dark blue, topped by a black cloak trimmed with sable. Rings glittered on all his fingers. “Good to see you, Kendra,” the wizard said. “Greetings, Seth.”

 “Hello,” Kendra replied. “Nice to see you, too.” She meant it. Agad had given them good advice when they were at Wyrmroost. He had recruited the dragons that had enabled them to win the battle of Zzyzx. And he had helped set things right at Fablehaven after the demons were locked away inside a new prison. Agad was powerful, smart, and on their side.  “Hi,” Seth said. “We weren’t eavesdropping. Grandpa Sorenson told me to bring Kendra to his office. What’s going on?”

 “More than you want to know,” Bracken muttered.

 “I always want to know,” Seth insisted.

 “Is it bad?” Kendra asked. “Is everyone all right? Warren? Vanessa? Tanu”

 “As far as I know, your friends are well,” Agad said. “They all remain on assignment.”

It had been months since Kendra had seen any of them. Though she felt certain that Grandpa Sorenson, as Captain of the Knights of the Dawn, knew where they were, he never shared. It was all top secret.

 “Then what’s up?” Seth asked. Agad looked at Grandma Larsen. “I’m not sure we’ve entirely settled on what to tell you.” “Tell us everything,” Seth said.

“Careful what you wish for,” Bracken warned. “How bad is it?” Seth asked.

وقتی کندرا وارد دفتر پدربزرگ سورنسن شد ، چیزی در اتمسفر باعث شد احساس کند که با ورودش باعث قطع بحثی شده است. شاید به خاطر قیافه های جورواجور بود. پدر بزرگ لرسن ناراحت به نظر می رسید. مادر بزرگ لرسن عصبانی به نظر می آمد، گرچه تلاش می کرد عصبانیتش را پنهان کند. پدربزرگ و مادربزرگ سورسن هر دو نگران به نظر می رسیدند. برکن آنجا بود، ظاهر غمزده ای داشت وظاهر آگاد پوزش آمیز بود.

شاید به خاطر سکوت بعد از ورود آنها بود. نه خوشامدی، نه احوالپرسی !همه فقط به او و سث زل زده بودند. یا شاید واقعا بحران بغرنجی وجود داشت.

ابتدا آگاد به این دلواپسی پایان داد. به سمت آنها قدم برداشت و به آنها خوشامد گفت. مرد چاق و پیر،او ریش خاکستری رنگی داشت که تقریبا تا کمرش می رسید.او یک ردای ابریشمی آبی تیره بر تن داشت. یک شنل سیاه رفو شده از پوست سمور برروی آن! انگشترها روی همه انگشتهایش می درخشیدند. جادوگر گفت:" از دیدنت خوشحالم کندرا!"

کندرا در جواب گفت : "سلام ". منظورش "من هم ازدیدن شما خوشحالم "بود! آگاد وقتی که آنها در Wyrmroost بودند ،مشاور خوبی برای آنها بود. او اژدها را استخدام کرده بود که پیروزی آنها را درجنگ Zzyzx میسر کرده بود. پس از اینکه شیاطین در زندان جدید محبوس شدند ،او در   Fablehaven توانست کمک کند که همه چیز به درستی انجام شود .آگاد قدرتمند، با هوش و در کنار آنها بود. سث گفت :"سلام، ما فالگوش نایستاده بودیم، پدربزرگ سورنسون به من گفته بود که کندرا را به دفترش بیاورم، چه اتفاقی افتاده ؟"  

برکن غرولند کرد: "زیادی میخواهی بدانی"

سث با اصرار گفت :"من همیشه میخواهم بدانم!"

کندرا پرسید: "این بد است؟ همه خوب هستند؟وارن؟ ونسا؟ تانو؟"

آگاد درپاسخ گفت :"تا آنجایی که من می دانم همه دوستانت خوب هستند. همه آنها هنوز در مأموریت هستند."

ماه ها از آخرین باری که کندرا آنها را دیده بود ، می گذشت.هرچند که او مطمئن بود که پدربزرگ سورنسون به عنوان کاپیتان شوالیه Dawn از اینکه آنها کجا هستند ،با خبر است. اما هیچ وقت این موضوع را با او در میان نگذاشته بود. 

سث پرسید: "چه خبر؟"

آگاد نگاهی به مادر بزرگ لرسن انداخت :"مطمئن نیستم که ما کاملا در مورد اینکه به شما چه چیزی بگوییم به نتیجه رسیده باشیم."

سث گفت :" همه چیز را به ما بگویید."

در صورت وجود هرگونه سوال یا ابهام قبل از ثبت سفارش با من در ارتباط باشید

مشتری بعد از انجام سفارش، به طور مشخص موارد زیر را تحویل خواهد گرفت:

 

پس از تکمیل پروژه، مشتری یک فایل pdf یا word دریافت خواهد کرد.

  • از زبان: انگلیسی
  • به زبان: فارسی
  • نوع ترجمه: تخصصی رشته کامپیوتر و IT

انتخاب جزئیات و ثبت سفارش

تحویل به صورت تایپ شده +1 روز +2,000 تومان
برای ترجمه 250 کلمه عمومی (یک صفحه)   در 7 روز
با توجه به زمان آخرین فعالیت فروشنده، پیشنهاد می‌کنیم قبل از ثبت سفارش به ایشان پیام دهید و از پاسخگویی ایشان مطمئن شوید.
اگر پروژه خاص و یا شرایط خاصی را درنظر دارید که در باکس بالا نیامده، پروژه اختصاصی خود را درخواست دهید.

سایر کاربرانی که به این کاره علاقه داشتند، این کاره‌ها را نیز پسندیده‌اند :

loading

سایر کاره های lachini